على علیه السلام و بیت المال

زاذان نقل مى کند:

من با قنبر غلام امام على علیه السلام محضر امیرالمؤ منین وارد شدیم قنبر گفت :

یا امیرالمؤ منین چیزى براى شما ذخیره کرده ام ! حضرت فرمود:

- آن چیست ؟

عرض کرد: تعدادى ظرف طلا و نقره ! چون دیدم تمام اموال غنائم را تقسیم کردى و از آنها براى خود بر نداشتى ! من این ظرف ها را براى شما ذخیره کرده ام .

حضرت على علیه السلام شمشیر خود را کشید و به قنبر فرمود:

- واى بر تو! دوست دارى که به خانه ام آتش بیاورى ! خانه ام را بسوزانى ! سپس آن ظرف ها را قطعه قطعه کرد و نمایندگان قبایل را طلبید، و آنها را به آنان داد، تا عادلانه بین مردم تقسیم کنند.*

*بحار، ج 41، ص 135.

/ 2 نظر / 17 بازدید
لینکستان

سلام چطوری عزیزم حال کردم با هات تبادل لینک کنم اگه تو هم خواستی بیا اینجا تبادل لینک اتوماتیک دارم wWw.linkestan.20r.ir بیای هاااااااااا [نیشخند]

رزماری

سلام مانتوی شکیرا در همایش عبرت ؛ حکومت نظامی در مدرسه دخترا ؛ مدل های حجاب در خانه و مدرسه ؛خلاقیت های نویسندگی دخترا در دستشویی شماره 3 ؛ شو لباس در مدرسه ؛ گرفتن امان نامه از معلما ؛ گرفتن ناخنها با قیچی چمنزنی در عملیات خشم روز ؛اعتراف به برتری مدارس پسرانه توسط دخترا ! لاف عفاف ، دعواهای دخترانه ، ماجراهای دوست پسرهای دخترنمای بچه ها ، اردو رفتن ، اسلحه دست گرفتن دخترها ، معلمهای عجیب غریب و بی حوصله همه اینها در کنار تصاویری زیبا و مرتبط در وبلاگ "مدرسه دخترا" از اول مهر با وقایع تلخ و شیرین مدرسه دخترا همراه شوید به گزارش دختری پیش دانشگاهی که مونده بین تعطیل کردن همه ی کارهای مورد علاقه اش و کنکور لعنتی یکی را انتخاب کند و بعید است زورش به علائق اش برسد به نفع کنکور.خاطره بازها ، اونایی که خیلی سال نیست از مدرسه رفتنشون گذشته ، اونایی که زمان نادرشاه مدرسه میرفتن و خود دانش آموزان همین الان ، قول می دهم کاری کنم که تصور کنید همه تان شاگردهای همین مدرسه هستید.دیگه چی باید بگم که قانع بشین سربزنین ، قانع بشین دیگه بابا! اینا به کنار ،پول پاستیل را دادم برای این تبلیغا لامصبا.بازم بگید پیام ت