نظر شما درباره ی خرافه سیزده چیست؟

شاید بهتر بود به جای خرافه سیزده عنوان بحس را دفاع از عدد سیزده قرار میدادیم.چرا که برخی از انسانهای نادان برای این عدد بیچاره بدون ارتکاب هیچ جرم و جنایتی نحوست قایل هستند و گناهان و جرایم خود را به ان نسبت میدهند.که علت این کار دوچیز است.:یکی اینکه بشر کلا خوخواه است و نمیخواهد مسولیت شکستهایش متوجه خودش شود و لذا دنبال چیزی میگردد که این شکست را از سر خود بردارد مانند عدد 13 یا صدای کلاغ وجغد و... .و علت دوم به خاطر روح تنبلی انسان است که اگر بخواهد علت قضایا و شکستها را بداند باید کاوش و تفحص کند که به خاطر در رفتن از این کار علت را به نحوست اعداد و اشیا و صداها میدهد


قران کریم این مسیله را به شکل عجیبی مطرح می کند.به اقوامی همچون ال فرعون، قوم عاد و... نسبت میدهد که انها فال بد میزنند و قران با کمال صراحت در ایات متعددی میگوید که منشا هر فال بد و نحوستی خود فرد و افکار شوم اوست.

مسئله نحوست و فال بد زدن به هر عنوانی در اسلام محکوم است و هیچ کلمه ای در سراسر تعالیم اصیل اسلامی  موافق ان پیدا نمیکنید.

جالب است دو بار در قران کلمه(نحس)نازل شده است و هردو جا هم در مورد قوم عاد که عذاب انها(فی یوم نحس مستمر)یا(فی ایام نحسات)بوده،به کار برده شده است که در این قضیه هم بین مفسرین اختلاف نظر وجود دارد. برخی گفته اند منظور روز پر گرد و غبار و پر بادی بوده زیرا معنی کلمه نحس همان ترسناک و شدت اور میباشد.

و بعضی گفته اند که همان معنی شومی است که این جالبتر است زیرا خود قران گفته است که عذابشان به خاطر گناهانشان بوده پس هر روزی که مردم به کیفر گناهانشان برسند ان روز برایشان نحس و شوم است .حال شنبه باشد یا یکشنبه یا روز دیگر،اول ماه باشد یا دوم یا سیزدهم یا..... .

شاید بگویید الحمدالله ما که معذب نیستیم.پس در هیچ روز نحسی قرار نگرفته ایم.اتفاقا باید گفت که تمام ایام و روزهای ما نحس است و ما به نص قران مردم معذبی هستیم.مردمی هستیم که خودمان به جان یکدیگر افتاده ایم .تمام ملل مسلمان در ایام نحسات به سر میبرند و اسراییل ملعون مظهر اعلای عذاب خداست.ما قرنهاست که جز مسیر اختلاف و دشمنی نپیموده ایم.حال راه نجات چیست؟از خانه بیرون برویم و سمنو بپزیم و سبزه گره بزنیم؟خیر باید از رفتار زشتمان بیرون بیاییم .خانه و سبزه و سیزده چه گناهی دارند؟

سیزده بدر واقعی این است که از خودمان بیرون بیاییم.از خانه های تنگ و تاریک افکار خرافی خودمان،به صحرای دانش و بینش خارج شویم،از ملکات پست خودمان خارج شویم،از اعمال زشت خودمان که مانند تار عنکبوت به دور ما تنیده است خارج شویم.           نظر شما چیست؟