زاذان نقل مى کند:

من با قنبر غلام امام على علیه السلام محضر امیرالمؤ منین وارد شدیم قنبر گفت :

یا امیرالمؤ منین چیزى براى شما ذخیره کرده ام ! حضرت فرمود:

- آن چیست ؟

عرض کرد: تعدادى ظرف طلا و نقره ! چون دیدم تمام اموال غنائم را تقسیم کردى و از آنها براى خود بر نداشتى ! من این ظرف ها را براى شما ذخیره کرده ام .

حضرت على علیه السلام شمشیر خود را کشید و به قنبر فرمود:

- واى بر تو! دوست دارى که به خانه ام آتش بیاورى ! خانه ام را بسوزانى ! سپس آن ظرف ها را قطعه قطعه کرد و نمایندگان قبایل را طلبید، و آنها را به آنان داد، تا عادلانه بین مردم تقسیم کنند.*

*بحار، ج 41، ص 135.



بیت المال, على

یکى از خصوصیات حضرت على علیه السلام این بود که بیت المال را به طور مساوى میان مردم تقسیم مى کرد و بین مسلمانان تبعیض قایل نمى شد؛ این امر باعث شده بود، برخى از طرفداران تبعیض و انحصار طلب ها به معاویه بپیوندند.
عده اى از دوستان على علیه السلام به حضور حضرت رسیدند و گفتند:
- چنانچه افراد سیاس و انحصار طلبها را با پول راضى کنى ، براى پیشرفت امور شایسته تر است . امام على علیه السلام از این پیشنهاد خشمگین شد و فرمود:
- آیا نظرتان این است به کسانى که تحت حکومت من هستند ظلم کنم و حق آنان را به دیگران بدهم و با تضیع حقوق آنان یارانى دور خود جمع نمایم ؟ به خدا سوگند! تا دنیا وجود دارد و تا آفتاب مى تابد و ستارگان در آسمان مى درخشند، این کار را نخواهم کرد. اگر مال ، از آن خودم بود آن را به طور مساوى تقسیم مى کردم ، چه رسد به اینکه مال ، مال خداست .
سپس فرمود:
- اى مردم ! کسى که کار نیک را در جاى نادرست انجام داد، چند روزى نزد افراد نااهل و تاریک دل مورد ستایش قرار مى گیرد و در دل ایشان محبت و دوستى مى آفریند؛ ولى اگر روزى حادثه بدى براى وى پیش ‍ بیاید و به یاریشان نیازمند شود، آنان بدترین و سرزنش کننده ترین دوستان خواهند شد.*

 *بحار، ج 41، ص 108 و 111.



عدالت, علی